آشنایی با یادگیری غیر رسمی - فصل سوم
ارتباط خلاقيت با هوش:
تحقيقات گيلفورد و كريستين سن نشان مي دهد كه تا يك سطح معيني از هوش ( حدود 120 ) بين هوش و توانائي هاي خلاق قدري همبستگي وجود دارد ، اما بالاتر از اين ميزان همبستگي ديده نمي شود . بنابراين فقط افراد تيز هوش نيستند كه مي توانند خلاق با شند .
ارتباط هوش با مواد درسی:
همچنين تورنس معتقد است كه بعضي مواد درسي با بروزخلاقيت ارتباط بيشتري دارد مانند مواد كلامي ، در حاليكه بهره هوشي بيش از هر چيز با درس رياضي همبستگي مثبت دارد . در نتيجه بروز رفتار خلاق در طيف وسيعي از افراد با هوش بهر متوسط و نه الزاما تحصيلات درخشان ديده شده است .
نظریه گاردنر در مورد هوش چندگانه:
گاردنر (Gardner 1983) اظهار داشت كه هوش واحد وجود ندارد بلكه يك رشته از هوشهاي مجزا و مستقل وجود دارند.
نظريه هوشهاي متعدد او بر اين اساس استوار است كه تمام دانش آموزان داراي ۸ مقوله ي هوش هستند :
انواع هوش چندگانه
1)زباني:
همان گونه كه در خواندن كتاب يا نوشتن شعر استفاده مي شود.
2)محاسباتي:
همانگونه كه در استنتاج يك دليل منطقي يا حل مسائل رياضي استفاده مي شود.
3) فضايي:
همانطور كه در جابجايي چمدان ها در صندوق عقب ماشين مورد استفاده قرار مي گيرد.
4) موزيكال:
همانگونه كه در خواندن يك آهنگ يا تركيب يك سمفوني استفاده مي شود.
5) بدني - جنبشي:
همانطور كه در حركات ريتميك يا بازي فوتبال مورد استفاده قرار مي گيرد.
6) بين فردي:
همان طور كه در فهم ديگران و تعامل با آنها استفاده مي شود.
7) درون فردي:
همان طور كه در فهم خود مورد استفاده قرار مي گيرد.
اخيراٌ گاردنر (1998) يك هوش اضافي به عنوان تكميل كننده نظريه خود پيشنهاد كرده است:
8 ) هوش طبيعت شناسي :
كه توسط افرادي كه قادر به شناسايي الگوها در طبيعت هستند نشان داده مي شود
تطبیق روش های تدریس با هوش چندگانه
در اصل اين تئوري، هفت روش تدريس به جاي يکي را امکان پذير مي کند؛ يعني مي توان ذهن را در زمينه اي که آماده است، تحريک کرد و با شيوه اي که مورد علاقه دانش آموز است پيش رفت.
توصيه ي گاردنر اين است كه:
"معلمان بايد توجه خود را به همه هوش ها معطوف کنند."
با توجه به نظرات هوارد گارنر ،هوشهاي چندگانه راه هاي مختلف براي نشان دادن قابليت فکري هستند.
شاخص های هوش چند گانه
هوش ديداري / فضايي
اين نوع هوش توانايي درک پديده هاي بصري است. يادگيرنده هاي داراي اين نوع هوش ، گرايش دارند که با تصاوير فکر کنند و براي به دست آوردن اطلاعات نياز دارند يک تصوير ذهني واضح ايجاد کنند. آنها از نگاه کردن به نقشه ها، نمودارها، تصاوير، ويديو و فيلم خوششان مي آيد.
شاخص های هوش دیداری / فضایی
مهارت هاي آنها شامل :
ساختن پازل، خواندن، نوشتن، درک نمودارها و شکل ها، حس جهت شناسي خوب، طراحي، نقاشي، ساختن استعاره ها و تمثيل هاي تصويري (احتمالا از طريق هنرهاي تجسمي)،دستکاري کردن تصاوير، ساختن، تعمير کردن و طراحي وسايل عملي، تفسير تصاوير ديداري.
شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از:
دريانورد،مجسمه ساز، هنرمند تجسمي، مخترع، کاشف، معمار، طراح داخلي، مکانيک، مهندس
هوش کلامي/ زباني :
اين نوع هوش يعني توانايي استفاده از کلمات و زبان. اين يادگيرنده ها مهارت هاي شنيداري تکامل يافته اي دارند و معمولا سخنوران برجسته اي هستند. آنها به جاي تصاوير، با کلمات فکر مي کنند.
شاخص های هوش کلامی/ زبانی
مهارت هاي آنها شامل :
گوش دادن، حرف زدن، قصه گويي، توضيح دادن، تدريس، استفاده از طنز، درک قالب و معني کلمه ها، يادآوري اطلاعات، قانع کردن ديگران به پذيرفتن نقطه نظر آنها، تحليل کاربرد زبان
شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از:
شاعر، روزنامه نگار، نويسنده، معلم، وکيل، سياستمدار، مترجم
هوش منطقي / رياضي :
يعني توانايي استفاده از استدلال، منطق و اعداد. اين يادگيرنده ها به صورت مفهومي با استفاده از الگوهاي عددي و منطقي فکر مي کنند و از اين طريق بين اطلاعات مختلف رابطه برقرار مي کنند. آنهاا همواره در مورد دنياي اطرافشان کنجکاوند، سوال هاي زيادي مي پرسند و دوست دارند آزمايش کنند.
مهارت هاي آنها شامل :
مسئله حل کردن، تقسيم بندي و طبقه بندي اطلاعات، کار کردن با مفاهيم انتزاعي براي درک رابطه شان با يکديگر، به کاربرددن زنجيره طولاني از استدلالها براي پيشرفت، انجام آزمايش هاي کنترل شده، سوال وکنجکاوي در پديده هاي طبيعي، انجام محاسبات پيچيده رياضي، کار کردن با شکل هاي هندسي
رشته هاي شغلي مورد علاقه آنها
عبارتند از :
دانشمند، مهندس، برنامه نويس کامپيوتر، پژوهشگر، حسابدار، رياضي دان
هوش بدني/ جنبشي :
اين هوش يعني توانايي کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشيا. اين يادگيرنده ها خودشان را از طريق حرکت بيان مي کنند. آنها درک خوبي از حس تعادل و هماهنگي دست و چشم دارند (به عنوان مثال در بازي با توپ، يا استفاده از تيرهاي تعادل مهارت دارند)انها از طريق تعامل با فضاي اطرافشان قادر به يادآوري و فرآوري اطلاعات هستند
مهارت هاي آنها شامل :
هماهنگي بدني، ورزش، استفاده از زبان بدن، صنايع دستي، هنرپيشگي، تقليد حرکات، استفاده از دست هايشان براي ساختن يا خلق کردن، ابراز احساسات از طريق بدن
شغل هاي مورد علاقه آنها عبارتند از :
ورزشکار، معلم تربيت بدني، هنرپيشه، آتش نشان، صنعتگر
هوش موسيقي / ريتميک :
اين نوع هوش يعني توانايي توليد و درک موسيقي. اين يادگيرنده هاي متمايل به موسيقي با استفاده از صداها، ريتم ها و الگوهاي موسيقي فکر مي کنند. آنها بلافاصله چه با تعريف و چه با انتقاد، به موسيقي عکس العمل نشان مي دهند. خيلي از اين يادگيرنده ها بسيار به صداهاي محيطي (مانند صداي زنگ، صداي جيرجيرک و چکه کردن شيرهاي آب) حساس هستند.
مهارت هاي آنها شامل :
آواز خواندن ، سوت زدن، نواختن آلات موسيقي، تشخيص الگوهاي آهنگين، آهنگ سازي، به ياد آوردن ملودي ها، درک ساختار و ريتم موسيقي
شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از :
موسيقي دان، خواننده، آهنگساز
هوش برون فردی :
يعني توانايي ارتباط برقرار کردن و فهم ديگران. اين يادگيرنده ها سعي مي کنند چيزها را از نقطه نظر آدم
هاي ديگر ببينند تا بفهمند آنها چگونه مي انديشند و احساس مي کنند. آنها معمولا توانايي خارق العا د ه اي در درک احساسات، مقاصد و انگيزه ها دارند. آنها سازمان دهند ه های خيلي خوبي هستند، هرچند بعضي وقت ها به دخالت متوسل مي شوند.
آنها معمولا سعي مي کنند که در گروه آرامش را برقرار کنند و همکاري را تشويق کنند. آنها هم از مهارت هاي کلامي (مانند حرف زدن) و هم مهارت هاي غيرکلامي (مانند تماس چشمي، زبان بدن) استفاده مي کنند تا کانال هاي ارتباطي با ديگران برقرار کنند.
مهارت هاي آنها شامل :
ديدن مسائل از نقطه نظر ديگران (نقطه نظر دو گانه)، گوش کردن، همدلي، درک خلق واحساسات ديگران، مشورت، همکاري با گروه، توجه به خلق و خو ، انگيزه ها و نيت هاي مردم، رابطه برقرار کردن چه از طريق کلامي چه غير کلامي، اعتماد سازي، حل و فصل آرام درگيري ها، برقراري روابط مثبت با ديگر مردم
شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از :
مشاور، فروشنده، سياست مدار، تاجر
هوش درون فردی
اين هوش يعني توانايي درک خود و آگاه بودن از حالت دروني خود. اين يادگيرنده ها سعي مي کنند احساسات دروني، روياها، روابط با ديگران و نقاط ضعف و قوت خود را درک کنند.
مهارت هاي آنها شامل :
تشخيص نقاط ضعف و قوت خود، درک و بررسي خود، آگاهي از احساسات دروني، تمايلات و روياها،ارزيابي الگوهاي فکري خود، باخود استدلال و فکر کردن ، درک نقش خود در روابط با ديگران
مسيرهاي شغلي ممکن براي آنها عبارتند از:
پژوهشگر، نظريه پرداز،
روش شناسایی نوع هوش دانش آموزان
يكي از بهترين روش هاي شناسايي و كشف هوش هاي توسعه يافته ي دانش آموزان مشاهده ي نحوه ي سو ء رفتار آنان در كلاس است .
دانش آموزي كه از هوش زباني بالايي برخوردار است امكان دارد خارج از نوبت صحبت كند.دانش آموزي با هوش مكاني فوق العاده ممكن است به خط خطي كردن دفتر خود با خيال پردازي بپردازد.دانش آموزي كه در هوش ميان فردي از توانايي برخوردار است احتمال دارد به معاشرت با ديگران بپردازد و ديگري با هوش طبيعت گراي خود ممكن است بدوت اجازه حيواني را با خود به كلاس بياورد!
دانش آموزان با اين رفتارها مي خواهند بگويند كه :
"اين است روشي كه من مطالب جديد را مي آموزم و اگر تو از طبيعي ترين كانال يادگيري من وارد نشوي من باز اين كارها را خواهم كرد."
به طور كلي :
اينكه چگونه تدريس مي كنيد ، چگونه تعيين تكليف مي كنيد ،چگونه كلاس را سازماندهي مي كنيد و چگونه ارزشيابي مي كنيد و................ همه و همه به خصوصيات فردي شما ارتباط دارد . آنچه كه مهم است اين است كه سعي كنيم روش هايي را به كار بريم تا همه اين هوش ها را در فراگيران توسعه و پرورش دهيم
عملکرد معلمان MI (پرورش دهندگان هوش چندگانه)
به ياد داشته باشيم كه معلم MI :
به طور مرتب روش تدريس خود را تغيير مي دهد .
شرايط را براي تجربيات عملي آماده مي كند .
فراگيران را در شرايطي قرار مي دهد كه با يكديگر همكاري كنند .
زمينه بروز افكار و انديشه هاي فراگيران را فراهم مي كند .
شرايط را براي درهم تنيدن افكار و انديشه هاي با احساسات فراهم مي كند .
معلم MI :
در تدريس خود از موسيقي و شيوه موزون استفاده مي كند ( هوش موسيقيايي)
از تصاوير و كشيدن شكل در تدريس خود استفاده مي كند ( هوش مكاني )
هنگام صحبت از مهارتهاي غير كلامي و حركات بدني استفاده مي كند ( هوش حركتي – جسماني )
فراگيران را براي فكر كردن به تامل وا مي دارد ( هوش درون فردي )
فراگيران را به گفتگو با هم ترغيب مي كند ( هوش ميان فردي )
در تدريس خود از طبيعت استفاده مي كند ( هوش طبيعت گرا )
استدلال مي كند ، كميت ها را بيان مي كند ( هوش رياضي – منطقي)
بحث و گفتگو مي كند ( هوش زباني (
احمد عباس پور