توسعه و كاربرد  فن آوري اطلاعات در آموزش و پرورش

تدوين از : احمد عباسپور          
چكيده:
شكوفايي برنامه‌هاي فناوري ارتباطات در اوايل دهه هشتاد شمسي به توسط دولت جمهوري اسلامي ايران , دگرگوني‌هاي فزايند‌ه‌اي را در برنامه‌هاي ميان مدت و بلند مدت در سطح تصميم‌گيري‌هاي اجرايي پديد‌ آورده‌ است. اين تغييرات در برنامه‌هاي ايران مقتدر در قرن بيست و يكم و با استناد به تبصره 13 قانون بودجه سال 1381 كل كشور امكان سنجي شده است, ليكن پرسش اساسي در نظام آموزش و پرورش كشور مبتني بر اين مطلب است كه «آيا استفاده از فناوري ارتباطات و اطلاعات در آموزش و پرورش لازم است يا نه ؟».
در اين مقاله ضمن بررسي اختلاف عميق نظام سخت‌افزاري و تجهيزات كشور

با ممالك توسعه يافته, به اهم جزئيات برنامه توسعه و كاربردي فناوري ارتباطات و اطلاعات در نظام آموزش و پرورش اشاره مي‌شود. اين برنامه‌ها عبارت‌ است از: ايجاد زير ساخت و توسعه شبكه‌هاي مجازي محلي, مديريت شبكه, امنيت شبكه, مقررات, محتوا, آموزش عمومي كاربرد كامپيوتر, آموزش توليد محتواي الكترونيكي, و توليد مواد در سي وب و روش‌هاي چند رسانه‌اي.

شكوفايي برنامه‌هاي فناوري ارتباطات و توجه بي‌كران به حوزه مزبور در اوايل دهه هشتاد شمسي به توسط دولت جمهوري اسلامي ايران دگرگوني‌هاي فزاينده‌اي را در برنامه‌هاي ميان مدت و بلند مدت در سطح تصميم گيريهاي اجرايي پديد آورده است. اين تغييرات در برنامه‌هاي سياسي, اقتصادي, اجتماعي و فرهنگي با راهبرد ايران مقتدر در قرن بيست و يكم : اقتصاد دانايي محور با فناوري ارتباطات و اطلاعات به صورت دستور العمل تحليلي و اجراي بيان شده و در اين خصوص مديريت اجرايي جامع و فراگير آن به توسط سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور و به استناد تبصره 13 قانون بودجه سال 1381 كل كشور امكان سنجي شده است. به نحو بديهي از آنجا كه اصول اوليه دانايي به رمز دانش, پژوهش, و توانايي‌ علمي ارتباط دارد, آموزش و پرورش از اهم مسائل اين برنامه به ويژه در چارچوب اجرايي و كاربردي تلقي مي‌شود.

1ـ تعريف آموزش و پرورش
آموزش و پرورش از ديدگاه‌هاي مختلف تعريف شده است؛ به عنوان مثال, از ديدگاه زيست‌شناسي, آموزش و پرورش را تغيير شكل عكس‌العمل‌هاي ذاتي و اكتسابي انسان نسبت به محركهاي محيط خارج مي‌دانند. آن چنانكه از اين تعريف آشكار است عوامل محيطي در فرايند يادگيري به منزله ركن اصلي تعليم و تربيت قلمداد شده است. در مقابل تعريف مزبور, از ديدگاه روانشناسي,‌ آموزش و پرورش هدايت رشد طبيعي و تدريجي و هماهنگ تمام نيروها و تمام استعداد‌هاي فرد تلقي شده است. يعني به وضوح در اين تعريف, مقوله هدايت و هماهنگي فرد از ابواب و اصول اساسي تعليم و تربيت برآورده شده است. همچنين در فرهنگ و تعليم و تربيت از آموزش و پرورش بر اين مفاد تعريف شده است: « يك جريان سيستماتيك, منظم, هدفدار به منظور تربيت و رشد استعداد‌ها براي رسيدن به كمال مطلوب‌».
اين كه تا چه حد تعريف آموزش و پرورش جايگاه واقعي خود را در منظر عملي انديشه دولتمردان كسب كرده, بحثي محوري است كه نيازمند ارزش و بهايي است كه در تغيير محيط انساني و رفتارهاي فردي به منظور تربيت نيروي انساني نهفته است, ليكن اين مطلب كه تا چه ميزان برنامه‌هاي كلان و دراز مدت با طبيعت نهفته در اين تعريف مصداق دارد به اهداف مقدماتي برنامه توسعه كاربردي فناوري ارتباطات و اطلاعات ربط دارد, به نحوي كه دگرگوني در محيط و هدايت فردي را براساس «توجه از توليد و فناوري محصولات به فناوري دانش و دانايي» دانسته و مباني اين برنامه را برحسب چارچوب مذكور سازمان داده است.

2ـ پرسش اساسي
آنچه از وضعيت موجود در درك مفاهيم اجرايي فناوري ارتباطات و اطلاعات احساس مي‌شود مباني تغييرات و دگرگوني‌هايي است كه در سطح جهاني در فناوري مزبور به وقوع پيوسته, به نحوي كه به چالش‌هاي محيطي براي مربي و دانش‌آموز و تغييرات در رفتار يادگيري منتهي شده است. اين كه نظامهاي مبتني بر مواد به صورت تك محور در حال فرو پاشي است و روشهاي تربيتي براساس بهره‌گيري از ارزشهاي متقابل يادگيري بر حسب سيستم‌هاي ارتباطي نوين و چارچوب ديداري‌ـ شنيداري پي يافته, موضوعي غير قابل انكار است. پس در جهان فعلي كه به مرور از سواد اطلاعاتي و عوالم ديجيتالي سخن مي‌رود, طبيعي است كه انديشه نويني در آراء مديران تربيتي كشور رسوخ يابد كه بر اين قرار است:‌«آيا استفاده از فناوري ارتباطات و اطلاعات در آموزش و پرورش لازم است يا نه؟»
حتي اين پرسش در فهم بازانديشي مسئله از نگرشي ديگر و با سطحي متعالي مورد ارزيابي قرار گرفته, اينكه طريق توسعه اقتصادي كشور چه بازخوردي از بنياد فناوري اطلاعاتي كسب مي‌كند و اين بازخورد چه نيروي نهفته‌اي را در دامان خويش براي آحاد مردم فراهم مي‌آورد. براين قرار يكي از دولتمردان در ترسيم نظري پرسش نخستين در خصوص دگرگوني در آموزش و پرورش, به رفاه اقتصادي جامعه دانش محور تذكر مي‌دهد: «ارزش افزوده ناشي از دانش و آفرينش‌هاي فكري نيروي انساني, سهم اصلي را به خود اختصاص داده است. حركت جهاني به سمت جامعه اطلاعاتي و اقتصاد دانش مدار, اگر چه فرصت‌هاي بي‌بديلي براي كشور‌هاي در حال توسعه پديد آورده اما, آرايش قطب‌هاي مديريت در عرصه جهاني, ارزش افزوده خلق شده در قلمروهاي گوناگون اقتصادي, سياسي, و فرهنگي اين كشور‌ها را از درون به بيرون مرزهاي جغرافيايي آنها سوق مي‌دهد».پس مقوله ارزش افزوده نيازمند بازخواني و تأكيد مجدد بر تربيت نيروي انساني در حوزه ارتباطات و اطلاعات جامعه اطلاعاتي ايران در دهه و سده‌هاي بعدي است. سود و فايده و ارزش افزوده‌اي كه به مرور جنبه‌هاي فكري و ادراكي را از مجراي ياد‌گيري فراهم‌ آورده , بسط داده و توسعه كاربردي آن را افزايش مي‌دهد. رشدي كه به تعامل استاد و شاگرد انجاميده جايگاه يادگيري را استمرار مي‌بخشد, اينكه اين ساختار به چه نحو نظري جمع‌آوري شده و جهات كاربري آن اجراء گردد, از فهم مديريت كلان و خرد نهاد‌هاي آموزشي كشور متبلور خواهد شد.
3ـ زمينه‌هاي شكاف ديجيتالي
آنچه نهاد‌هاي آموزشي را در نظام آموزش و پرورش تعريف كرده و وظايفي براي آن قائل است مبتني بر برنامه‌هاي رسمي و غير رسمي هر نظام آموزش است. برنامه‌هاي رسمي از نهاد‌هاي رسمي هر حكومتي چونان مدرسه, دبيرستان و دانشگاه برخاسته و برنامه‌هاي غير رسمي در نظام آموزشي به نهاد‌هاي غير حكومتي در تعليم و تربيت مانند رسانه‌هاي جمعي و سازمانهاي همكار در نظام آموزشي مرتبط است. بر اين مبنا تحقق جامعه دانايي محور مستلزم كنجكاوي بسيار دقيقي از حوزه محورهاي فناوري ارتباطات و اطلاعات در تربيت انساني است .
چنانچه برنهاد‌هاي رسمي آموزشي در كشور تأكيد شود,‌ آشكار است كه وزارت آموزش و پرورش تعليمات ابتدايي و متوسطه, و وزارت علوم,‌تحقيقات و فناوري و وزارت بهداشت, درمان و آموزش پزشكي تعليمات عالي را در حوزه‌هاي موضوعي عهده‌دار است. هر چند دوره‌هاي رسمي و ضمن خدمت و كارگاه‌هاي آموزشي متنوع از سوي وزارتخانه‌ها و سازمانهاي ديگر در طول و مرور زمان به صور مختلف ارائه و اجراء‌ مي‌شود. ‌پس آنچه از وضعيت موجود و داشته‌هاي سازماني درك مي‌شود مبتني بر اين واقعيت است كه چه متغير‌هاي اساسي با اهداف محور‌هاي قابليت حيات در چارچوب نظام مديريت كلان آموزشي كشور دارد. آنچه از ماهيت يادگيري منابع انساني در آموزش و پرورش به معناي عام اخذ مي‌شود برنامه‌هاي راهبرد‌ي و توسعه خط مشي‌هاي ملي در جنبه‌هاي فكري,‌آموزشي و فرصتهاي توانمند سازي جامعه دانش آموزي و داشجويي و به يك كلام گسترده جامعه فراگير است كه مورد توجه كارگزاران برنامه تكفا مي‌باشد. براين مبنا اهداف برنامه‌هاي تكفا در اين حوزه به دگرگوني در ساختار‌هاي اجرايي در ابعاد سخت‌افزاري و ماهيت آموزشي قابليت تعميم دارد.اين اهداف عبارت است از:
ـ‌ تقويت نشر اطلاعات به عنوان حق ملي مردم (تأكيد و توجه بر آگاهي عمومي)
ـ گسترش سواد ديجيتالي و اشاعه فرهنگ و زبان ملي در محيط ديجيتال (نگرش نوين از روند يادگيري )
ـ‌دسترسي سريع و ارزان ‌تر عموم مردم به ارتباطات (بنياد صرفه‌جويي اقتصادي)
ـ تقويت همكاري مشترك بين دولت , صنعت, دانشگاه و مراكز خصوصي (مشاركت نهاد‌هاي آموزشي و فني)
ـ‌گسترش و تقويت فرهنگ ملي و اسلامي و خط فارسي در محيط ديجيتال (تبيين ميراث فرهنگي در محيط فناوري نوين)
پس امكانات موجود در برنامه‌ريزي كلان در قالب طرح‌هاي بنيادي براي تبيين توسعه فناوري در محيط اجتماعي قابليت وقوع دارد. رويه‌هايي كه در قالب طرح‌هاي اجرايي با دو ديدگاه ميان مدت و بلند مدت شكل گرفته و به صورت طرح راهبردي ارائه خواهد شد. بي‌ترديد اين طرح‌ها بايد با وضعيت برخاسته از شرايط فعلي تعريف شده جنبه‌هاي مادي و فيزيكي آن با حوزه‌هاي ياد‌گيري سنجيده شود.
4ـ فوايد كلي رفع شكاف ديجيتالي
انقلاب ارتباطات و فناوري افق‌هاي نويني را براي انسان دوره معاصر گشوده است,‌ هر چند دنياي صنعتي اين آرمان و آرزو را با دستاورد‌هاي فني در قرن نوزده و بيستم ميلادي رقم زده, ليكن نسيم فرح‌بخش آن با تأخيري نا به هنگام در جامعه ايراني ورز‌يده و به يكباره نوجوان و جوان ايراني از دهه شصت شمسي خويشتن را در اميال و خيزش نويني يافت كه اين آرزو را با كيفيت زندگي بهتر در دنيايي با آزادي تحرك و انديشه سازگار كند. اين مفاد در مقاله‌اي كه در دو دهه پيش در ماهنامه همگاني دانش و مهندسي كامپيوتر: ريز پردازنده به رشته تحرير آمده, چنين بيان شده است:
هر چه بيشتر به سمت جامعه عددي پيش برويم و اطلاعات كمي بيشتري درباره كنشها و رفتار خود به دست آوريم تا هنگامي كه مي‌توان به ماشين و ارتباطات داده‌اي اتكاء داشت بايد كيفيت زندگي بهتر گردد و جامعه جديد با كاستن از فعاليت‌هاي كمي بيهوده و حذف ناحسابگري ما را در اين امر ياري خواهد داد.
به راستي نيز هر دولت و هر حكومتي در دنياي فعلي سعي در استقرار كنش‌ها و رفتار‌هاي ارتباطي بر حسب موازين كمي داشته تا به جوانب كيفي دست پيدا كند. در اين خصوص استراتژي ملي فناوري به صورت شبكه‌اي به منزله آرمان جهاني هر دولت باز‌تاب يافته و پيوند‌هاي ارتباطاتي در تمام شئون اداري تجلي يافته است. اين آمال براي كشور‌هاي در حال توسعه با توجه به اقتصاد زير سلطه و فقر اطلاعاتي بسي بيشتر مورد توجه است, ليكن در حالي كه جمعيت كشور‌هاي مزبور تقريباً 80 درصد كل جمعيت جهان را تشكيل مي‌دهد فقط حدود 5 تا 10 درصد از محتواي اينترنت مبدايي به جز كشورهاي پيشرفته دارد. اين داده‌ها زماني جانكاه و نگران كننده مي‌شود كه تعداد كامپيوتر‌هاي شخصي را از اخبار الكترونيكي دكتر يونس شكرخواه در وبلاگ شخصي ايشان به تاريخ ماه مه 2003 ميلادي تعقيب كنيم:  

جدول شماره 1
بررسي آماري كامپيوترهاي شخصي در كشور‌هاي توسعه يافته و در حال توسعه نسبت به جمعيت

نام كشور

جمعيت

(ميليون)

تعدادكامپيوتر

(دستگاه)

ايران

6/66

420000

بنگلادش

3/13

150000

مالزي

6/22

5700000

سنگال

5/10

100000

تركيه

3/67

2500000

فرانسه

7/59

16970000

ايالات متحده آمريكا

5/280

168600000

همين داده‌هاي كمي به قسمتي سياست‌هاي رشد و نفوذ شبكه‌هاي الكترونيك در كشور را تأييد مي‌كند. از جمله, در ايران آغاز فعاليت‌ شبكه‌هاي الكترونيك در سال 1366 بر شمرده شده, يعني زماني كه يك شبكه اطلاع‌رساني خصوصي به نام سروش فعاليت خود را در چارچوب شركت طرح و توسعه سيستم‌‌ها آغاز نمود. مرحله اصلي گسترش فعاليت‌ ارتباطي به سال 1371 ربط دارد, كه بنياد شركت مخابرات مركز ارتباطات ديتا را فراهم آورد. از جمله فعاليت‌هاي عمده اين مركز تأسيس شبكه ملي اطلاع‌رساني «ايران پك» (Iran Pac) اطلاع‌رساني تصويري و صوتي ملّي كشور, امكان دسترسي به بانك‌هاي اطلاع‌رساني بين‌المللي و ملي را سازماندهي كرد. شبكه «ايران پك» امكاان دسترسي به «ميني‌تل» را نيز فراهم آورده و پيش‌بيني شده كه حداكثر ده ميليون مشترك بتوانند با تمامي پايگاه‌هاي اطلاعاتي موجود در آن ارتباط داشته باشد.
ارزيابي منابع دولتي پس از يك دهه از فعاليت‌ شبكه‌هاي اطلاع‌رساني كشور در سال 1379 برابر گزارش معرفي مراكز اطلاع‌رساني برابر با 41 واحد بوده است كه در شش گروه عمده علوم و فنون, صنعت و انرژي, فرهنگ و هنر, جوانان و زنان, رسانه‌ها و روزنامه‌ها, و نشر و اطلاع‌رساني طبقه‌بندي شده‌اند. در سال مزبور, تعداد سرويس دهندگان دولتي و خصوصي اينترنت برابر با 23 واحد بوده كه تعداد قابل توجهي نيز در اين عرصه به عنوان واسطه عمل ‌مي كرده‌اند.
داده‌‌ها كمي هشدار دهنده در آغاز سال جاري, با مقايسه پيش فرض‌هاي دهه هفتاد شمسي زماني توجه كارشناسان را به موضوع جلب مي‌كند كه تفاوت فاحش مسير پيش‌بيني شده در دهه هشتاد شمسي عيان مي‌شود, مثلاً سهم ايران به ازاري هر هزار نفر, 112 خط تلفن ثابت, 157دستگاه تلويزيون و 32 دستگاه كامپيوتر شخصي بوده است. بنابر گزارش مركز در سال 1380 تعداد روستا‌هاي داراي ارتباط تلفني به 893/31 روستا رسيده و مشتركين تلفن همراه 870000/2 نفر بوده است.
بديهي است توجه به جغرافياي بومي استانهاي توسعه يافته و مناطق محروم ذهنيت برنامه‌ريزي را براي ايجاد توسعه همگون دشوارتر مي‌كند, به نحوي كه 73 درصد مشتركين تلفن همراه در چهار استان تهران, اصفهان, خراسان, و فارس ساكن بوده‌اند.
چنانچه همين داده‌ها را با توجه به فعاليت‌هاي موضوعي ارزيابي كنيم, بي‌ترديد اوضاع برنامه‌هاي اقتصادي كه بازدهي كوتاه مدت ندارد, به نحو دهشتناكي ترسيم خواهد شد. مثلاً آموزش و پرورش به منزله يك فرايند يادگيري, سود‌دهي دراز مدتي در پي دارد و طبيعي است دولتها منافع كوتاه مدت را بر اهداف طويل مدت ترجيح دهند. اين استراتژي ضربه‌هاي ناخوشايندي را در چارچوب تركيب فناوري ارتباطات و اطلاعات حاصل كده به نحوي كه وضعيت رقّت‌بار اين مسئله كاملاً طبيعي جلوه‌گر مي‌شود. از جمله مجري طرح توسعه تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات در وزارت آموزش و پرورش وضعيت موجود در برنامه‌هاي سخت‌افزاري را در آن وزارتخانه در سال 1381 بر اين قرار ارزيابي مي‌كند:
هم اكنون به ازاي هر 295 دانش‌اموز متوسطه يك دستگاه رايانه در دبيرستان‌ها موجود است و به ازاي هر 800 تا 1000 دانش‌اموز در كل مقاطع يك رايانه وجود دارد. بنابراين براي تجهيز مدارس در فاز اول, تا پايان بهمن‌ماه نيمي از دبيرستان‌ها به كامپيوتر مجهز مي‌شوند و با توزيع 35000 دستگاه كامپيوتر نسبت كامپيوتر به دانش‌آموز, يك به 60 مي‌رسد... همچنين در سال جاري در 15 استان كشور يك هزار مدرسه به شبكه ملي مدارس (
NSN)‌متصل مي‌شوند.
در حالي كه پيش از اين و در اوايل سال جاري تحصيلي سال 1381 تحليل‌گر مسائل اجتماعي مجله وب در شماره 28 آن نشريه در شرايطي خوش‌بينانه در مقاله‌اي تحت عنوان «آموزش و پرورش, پيش قراول بي‌هياهو در توسعه» سخن از امكانات رايانه‌اي در تعداد شش‌هزار دبيرستان در سطح كشور داشت.
5 ـ طرح‌هاي راهبردي آموزش و پرورش در برنامه توسعه و كاربري فناوري ارتباطات و اطلاعات ايران
اينكه نكته حائز اهميت توجه به طرح‌هاي راهبردي كلان و اجراي طرح‌ها در وزارت آموزش و پرورش در سطح متوسط و خرد است. آنچه درديدگاه ميان مدت از سوي دولت جمهوري اسلامي ايران به منزله طرح ميان مدت براي سالهاي 1381ـ1383 در حوزه برنامه‌هاي اجرايي مصوب جلسه هيأت دولت در مورخ تيرماه 1381 در قالب طرح راهبرد‌ي كلان مورد نظر واقع شده موسوم به «طرح راهبردي گسترش كاربرد فناوري ارتباطات و اطلاعات در آموزش و پرورش و توسعه مهارت ديجيتال نيروي انساني كشور» نام دارد كه مبين اهميت و توجه مقامات ذيصلاح كشور در خصوص انتقال آموزش سنتي به آموزش‌هاي الكترونيكي و تجهيز كودك و نوجوان ايراني به مهارت‌هاي رايانه‌‌اي در بلند مدت است. بر اين قرار پيش زمينه جامعه اطلاعاتي ايران با توجه به نهاد‌هاي پايه آموزش متأثر از توسعه و گسترش فناوري ارتباطات و اطلاعات در وزارت آموزش و پرورش كشور است. در اين خصوص بنياد‌هاي عملياتي سال 1381 بر اين مبنا تعريف شده است:
الف: ايجاد زير ساخت و توسعه شبكه‌هاي مجازي محلي
ساختار خرد آن عبارت است از: تهيه سخت‌افزار‌هاي زير ساخت و توسعه شبكه‌هاي مجازي محلي؛ خريد نرم‌افزارها؛ راه‌اندازي و نصب سرور‌هاي شبكه؛ اجراي طرح آزمايشي مدارس الكترونيكي.
ب.
مديريت شبكه
ساختار خرد آن عبارت است از: تهيه نرم‌افزار‌هاي مديريتي جهت مديريت شبكه و كنترل خطوط؛ ايجاد server farm
شبكه رشد.
ج. امنيت شبكه
ساختار خرد آن منوط به اجراي طرح مطالعاتي و تأييد نهايي آن ارزيابي شده, كه بر اين قرار است : تجهيزات امنيت شبكه در مركز و مراكز استان‌ها و آموزش نيروي انساني, پياده سازي سيستم امنيت شبكه در سطح مراكز مناطق و مدارس
د. مقررات
ساختار خرد آن مبتني بر مطالعه و بازنگري قوانين موجود و ارائه راهكار تدوين اساسنامه شبكه‌هاي آموزشي است.
هـ . محتوا
ساختار خرد آن مشتمل بر توسعه شبكه‌هاي آموزشي پايگاه اطلاعات فرهنگي, علمي, آموزشي, استاني, مناطق, معلمان, هنري, ورزشي, و كتابهاي درسي باهدف تهيه محتواي آموزشي و كمك آموشي و قراردادن آنها در دسترس كاربران شبكه رشد است.

و. آموزش عمومي كاربرد كامپيوتر
ساختار خرد آن مبتني بر نياز سنجي آموزشي, برگزاري آزمون‌هاي مهارتي در مراكز ارزشيابي و آموزش كليه دبيران متوسطه و تعدادي از دبيران راهنمايي با هدف كسب توانايي كار اوليه با كامپيوتر و استفاده از شبكه‌ رشد و شبكه اينترنت و ورود اطلاعات است.
ز. آموزش توليد محتواي الكترونيكي
ساختار خرد آن مشتمل بر تربيت كارشناس در سطح توانايي توليد محتوا و آموزش و تعليم معلمان در استفاده كامپيوتر در آموزش است.
ح. توليد مواد درسي براساس وب و روش‌هاي چندرسانه‌اي
ساختار خرد آن مبتني بر مطالعه فراگير و تدوين طرح جامع مواد آموزشي مبتني بر وب و روش‌هاي چند رسانه‌اي, تدوين استاندارد نرم‌افزار‌هاي آموزشي, تهيه فهرست موارد قابل اجرا به صورت نرم‌افزاري, سفارش توليد موارد فوق بر اساس طرح جامع تدوين شد, و توليد كتب الكترونيكي است.
نتيجه‌گيري
آنچه از تبلور فناوري ارتباطات و اطلاعات در نظام آموزش و پرورش كشور عيان مي‌شود, اهميتي است كه صاحب منصبان اين نظام به زمينه‌هاي فناوري ارتباطي و اطلاعاتي در بنياد‌هاي آن حاصل كرده‌اند. اين اهميت در وجه مادي و فيزيكي به تجهيز كلي در مرور زمان منتهي خواهد شد, هر چند روندي كند و بطي را در بر دارد. در مقابل در حوزه تربيت منابع انساني براي انتقال آموزش الكترونيكي بيشتر و با ايستايي چندي همراه است. چنانچه درخصوص اجراي بند آموزش عمومي كاربرد كامپيوتر, مسئولين به آموزش حداقل 5 درصد دبيران راهنمايي از تعداد كل آموزش گيرندگان رضايت خاطر داده‌اند, و يا درخصوص اجراي آموزش توليد محتواي الكترونيكي به آموش صد معلم و كارشناس در عمليات سال 1381 اشاره رفته است. بديهي است با توجه به سرعت و شتاب فراگير تكنولوژي در دنياي معاصر چنين برنامه‌هاي محدودي پاسخگوي نيازهاي كشور با فرايند تكنولوژي نوين نمي‌باشد

پي‌نوشت‌ها
1. كمال دراني (1376). تاريخ آموزش و پرورش ايران قبل و بعد از اسلام . تهران: سمت. ص 7.
2. همانجا
3. داوود حسيني نسب (و) اصغر علي اقدم. فرهنگ تعليم و تربيت. تبريز: احرار,
4. مرتضي حاجي.(بهمن 1381), «سخنراني وزير آموزش و پرورش در اولين همايش فناوري ارتباطات و اطلاعات آموزش و پرورش ». تكفا. سال اول. شماره اول ص 67 .
5. محمد خاتمي. (بهمن 1381), «متن سخنراني رئيس جمهوري اسلامي ايران در سمينار اقتصادي كوالالامپور: تيرماه 1381 ». تكفا سال اول. شماره اولص 64.
6. «ايران مقتدر در قرن بيست و يكم: اقتصاد دانايي محور با فناوري ارتباطات و اطلاعات». تكفا. سال اول. شماره اول (بهمن 1381)، ص 6-7
7. متن اين مقاله در شماره دوم ريزپردازنده (شهريور و مهر 1369) چاپ شده و در شماره ذيل تجديد طبع گرديده است.
«جامعه حسابگر، جامعه نا حسابگر»(تير و مرداد 1381)، ريز پردازنده. شماره 100 ص. 5.
8. از ديدگاهي خوش بينانه احمد عليپور عضو هيأت مديره انجمن شركت‌هاي انفورماتيك مي‌گويد: « در سالهاي 74 تا 75 حدود 40 تا 50 هزار كامپيوتر به فروش رسيد در حالي كه درسال گذشته، مقايسه‌ها حاكي است كه حدود 800 تا 850 هزار كامپيوتر به فروش رفته است». (مينو مؤمني. دو روي سكه بازار كامپيوتر ايران. دنياي اقتصاد، 18 خرداد 1382).
9. منوچهر محسني. (تير و مرداد 1381)، جامعه شناسي جامعه اطلاعاتي. تهران: ديدار، (1380) ص 193 – 194.
10. « جايگاه ايران در ارتباطات جهان ». وب: ماهنامه آموزشي، پژوهشي و اطلاع‌‌رساني.شماره 36 (خرداد 1382 )، ص 64.
11. « برگزاري همايش هم انديشي شركتهاي

12- فصلنامه اطلاع رساني شماره 19 – احمد شعباني